نگاهت را نمیخوانم ، نه با مایی ?نه بی مایی !
ز کارت حیرتی دارم ? نه با جمعی نه تنهایی
گهی از خنده گلریزی ? مگر ای غنچه گلزاری ؟
گهی از گریه لبریزی? مگر ای ماه ? دریایی ؟
چه می کوشی به طنّازی ? که بر ابرو گره بندی
به هر حالت که بنشینی ? میان جمع ? زیبایی
درون پیرهن داری تنی از آرزو خوشتر
چرا پنهان کنی ای جان ؟ بهشت آرزوهایی
گهی با من هم آغوشی ? گهی از ما گریزانی
بدین افسونگری ? در خاطرم چون نقش رویایی
لبت گر بی سخن باشد ? نگاهت صد زبان دارد
بدین مستانه دیدنها ? نه خاموشی ? نه گویایی
گهی از دیده پنهانی ? پریزادی ? پریرویی
گهی در جان هویدایی ? فرح بخشی ? فریبایی
به رخ گیسو فرو ریزی که دل ها را بر انگیزی
از این بازیگری بگذر ? به هر صورت دلارایی
زبانت را نمی دانم ? نه بی شوقی ? نه مشتاقی
نگاهت را نمی خوانم ? نه با مایی ? نه بی مایی !!
" مهدی سهیلی "
ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر ، زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم
ای رفته ز دل راست بگو ! بهر چه امشب
با خاطره ها آمده ای باز به سویم ؟
گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
من او نیم ، او مرده و من سایه اویم
من او نیم ، آخر دل من سرد و سیاه است
او در دل سودازده از عشق شرر داشت
او در همه جا ، با همه کس ، در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر ! به سر داشت
من او نیم ، این دیده من گنگ و خموش است
در دیده او آن همه گفتار ، نهان بود
وان عشق غم آلود در آن نرگس شبرنگ
مرموزتر از تیرگی شامگهان بود
من او نیم آری ، لب من این لب بی رنگ
دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت
اما به لب او همه دم خنده جان بخش
مهتاب صفت بر گل شبنم زده میخفت
بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم
آن کس که تو میخواهیش از من به خدا مرد
او در تن من بود و ندانم که به ناگاه
چون دید و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد
من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش
افسردگی و سردی کافور نهادم
او مرده و در سینه من ، این دل بی مهر
سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم
" سیمین بهبهانی "
وای، باران؛
باران؛
شیشه پنجره را باران شست .
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .
می پرد مرغ نگاهم تا دور،
وای، باران،
باران،
پر مرغان نگاهم را شست .
خواب رویای فراموشیهاست !
خواب را دریابم،
که در آن دولت خواموشیهاست .
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم،
و ندایی که به من میگوید :
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار،
سحر نزدیک است
دل من، در دل شب،
خواب پروانه شدن می بیند .
مهر در صبحدمان داس به دست
آسمانها آبی،
پر مرغان صداقت آبی ست
دیده در آینه صبح تو را می بیند .
از گریبان تو صبح صادق،
می گشاید پرو بال .
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه؟
از آن پاکتری .
تو بهاری ؟
نه،
بهاران از توست .
از تو می گیرد وام،
هر بهار اینهمه زیبایی را .
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو !
این عشق ماندنی
این شعر بودنی
این لحظه های با تو نشستن سرودنی است
این لحظه های ناب
در لحظه های بیخودی و مستی
شعر بلند حافظ
از تو شنودنی است
این سر نه مست باده
این سر که مست
مست دو چشم سیاه توست
اینک به خاک پای تو می سایم
کاین سر به خاک پای تو
با شوق سودنی است
تنها تو را ستودم
آن سان ستودمت که بدانند مردمان
محبوب من به سان خدایان ستودنی است
من پاکباز عاشقم
با مرگم آزمای
با مرگ
اگر که شیوه تو آزمودنی است
این تیره روزگار
در پرده غبار
دلم را فرو گرفت
تنها به خنده یا به شکر خنده های تو
گرد و غبار از دل تنگم زدودنی است
تنها تویی که بود و نمودت یگانه بود
غیر از تو هر که بود
هر آنچه نمود نیست
بگشای در به روی من و عهد عشق بند
کاین عهد بستنی
این در گشودنی است
این شعر خواندنی
این عشق ماندنی
این شور بودنی است
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگوئی
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده،
من ریشه های ترا دریافته ام
با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام
و دست هایت با دستان من آشناست
در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان،
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیبا ترین سرودها را
زیرا که مردگان این سا ل
عاشق ترین زندگان بودند.
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
در 15 سالگى آموختم، مادران از همه بهتر مى دانند. گاهى اوقات هم پدران.
شکلات چیست؟
شکلات محصولی است که در تهیه آن از پودر و کره کاکائو استفاده شده است
کره کاکائو چیست ؟
کره کاکائو همان روغن دانه کاکائو است که روغنی گیاهی و مفید وحسوب میشودپ.
کدامیک از شکلاتها مغذی ترند؟
هر چه میزان پودر و کره کاکائوی شکلاتها بیشتر و میزان شکر آنها کمتر باشد ،شکلات مغذی تری خواهد بود به عبارت ساده تر ، شکلاتهای تلخ از بهترین و مغذی ترین انواع شکلاتها هستند / شکلاتهای تلخ جزو خوراکیهای دوستدار قلب محسوب میشود و برای بیماران مبتلا به فشار خون بالا هم بسیار مناسبند .
بهترین راه نگهداری از شکلاتها چیست ؟
شکلاتهایی که درصد پودر و کره کاکائوی آنها بالاست ، باید در یخچال نگهداری شوند . سایر شکلاتهای در محیطهای خشک و خنک به مدت چند ر ماه نگهداری میشوند.
سالمترین شکلاتها به ترتیب اولویت عبارتن از : شکلات تلخ ، پودر کاکائو یا کره کاکائودار ،شکلات شیری ، تافی و آبنبات.
کم خونها میگو بخورند...
افرادی که به دلایل مختلف گوشت قرمز نمیخورند بیش از دیگران در معرض ابتلا به کم خونی ناشی از فقر آهن قرار دارند و از آنجا که با خوردن 100 گرم میگو ،19% از نیاز به این ماده مغزی تامین میشود بهتر است در صورت نخوردن گوشت قرمز ،میگو را در برنامه غذایی روزانه شان بگنجانند.
ضد آلزایمر...
امگا3 فراوانی که در میگو وجود دارد باعث میشود عادت به مصرف هفتگی آن از بروز آلزایمر و اختلال حواس در دوران سالمندی جلوگیری کند. در واقع دریافت 380 میلی گرم از این اسیدهای چرب ،از بروز اختلال حواس و آلزایمر جلوگیری میکند و با خوردن هفته ای 2 تا 3 بار میگو این مقدار اسید چرب به بدن خواهد رسید.
ضد فشار خون...
میگو از منابه اسیدهای چربی از خانواده امگا3 است که دریافت آن به کنترل فشار خون کمک میکند . البته توصیه میشود این ماده غذایی در هنگام تهیه با حد اقل روغن و نمک طبخ شود ،در این صورت به گزینه ای مناسب برای کاهش سطح فشار خون تبدیل خواهد شد ،زیرا سرخ کردن آن در روغن کالری بیشتر به بدن میرساند و باعث افزایش وزن میشود که خود از عوامل بروز فشار خون است .
سرشار از سلنیوم...
یکی از مواد معدنی ای که در میگو به میزان بسیار یافت میشود سلنیوم است.
با خوردن 100گرم میگو ،64% از نیاز روزانه به این ماده مغذی تامین خواهد شد و از آنجا که سلنیوم خاصیت آنتی اکسیدان دارد ، عادت به خوردن میگو ، احتمال ابتلا به سرطان روده بزرگ و انواع سرطان خون مانند لوسمی و لنفوم هوچکین را کاهش میدهد.